سيد جلال الدين آشتيانى
538
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
اشرف استدلال مىشود بوجود آن دو فرد ، و در موجودات مجرده چون احتياج به شرايط و لوازم و اعدادات مادى نيست و صرف امكان ذاتى كافيست ، قاعدهء امكان اشرف جارى است . در مثال متصل ، نيز نفس باعتبار قوهء خيال كه تجرد برزخى دارد ، متصور به صورت برزخى مىشود صورت اخروى همين صورتى است كه نفس به اين اعتبار به آن متصور مىشود . صور برزخى بر طبق استعداداتى كه در نفس حاصل مىشود ، وجود پيدا مىنمايند . اين صور جنبهء استكمال نفس و خروج آن از قوه به فعليت مىباشند و نفسى كه بواسطهء شرائط استعداد افاضهء به بدن مادى جسمانى شده است ، در قوس صعود انواع استكمالات را واجد خواهد شد ، از جملهء استكمالات ، حصول صورت برزخيه است در مكمن و باطن وجود نفس و از جمله صور ، صور اخرويهء مجرده است ، نفوس كمل و افراد برجسته در استكمال طبيعى بصور عقلانى متصور مىشوند . پى نبردن باصل و مغزاى مراد محققان منشأ ، اين اشتباهات بزرگ گرديده است . سيد محقق داماد هم در جذوات ، قول بوجود عالم مثال را بباد تمسخر و استهزاء گرفته است . ما از براى آنكه اسائهء ادب بمقام شامخ آن حكيم علامه و محقق بىنظير و فقيه بزرگ « رض » نشود ، از ذكر هفوات آن حضرت خوددارى نموديم . « 1 »
--> ( 1 ) . قاعده امكان أشرف بنا بقول شيخ الاشراق و صدر المتألهين « قد هما » ، موروث از فيلسوف عظيم ، معلم اول أرسطاطاليس « قدس اللّه تعالى اسراره » است . مفاد قاعده ، اين است كه ممكن اشرف بايد بحسب طور وجود اقدم از ممكن اخس ، و ممكن اخس بحسب وجود بايد مؤخر از ممكن اشرف باشد . قاعده امكان اشرف ، منشعب از اصل عدم جواز صدور كثير از واحد حقيقى است . اين قاعده از اصول شريف فلسفى است كه فوائد مهمهيى بر آن مترتب مىشود . اين قاعده را ارسطو در كتاب سماء و عالم ، و شيخ يونانى در اثولوجيا استعمال نموده است و با آن اثبات نمودهاند كه موجودات در عالم علوى اشرف و انور از موجودات اين نشئه هستند . شيخ الرئيس در شفا و تعليقات با اين قاعده ، سلسلهء مراتب به دو و عود را اثبات نموده است . شيخ الاشراق اين قاعده را بنحو اعلى و اتم تقرير نموده و از آن استفاده بيشترى برده است با همين قاعده از براى طبايع عالم افراد مثالى و فرد عقلى مجرد بنام رب النوع اثبات نموده است ، رجوع شود بمطارحات و